حُکمفرهنگ فارسی طیفیمقوله: ارادۀ اجتماعی عام ا، فرمان، دستور، امریه، فرمان ملوکانه، فرمایش، یاسا، قانون، منشور، تکلیف، فریضه اوامر، احکام آتش! تصمیم، رأی دادگاه امتیاز، جواز، پروان
حکم صادر کردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: ارادۀ اجتماعی عام ردن، فتوا دادن، اعلامکردن، اعلان کردن، ابلاغ کردن، اظهار کردن، تعیین کردن، مقررکردن، مقرر داشتن قانون وضع کردن، قانونی کردن
رأی دادگاهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اخلاقیات اه، احکام، رأی، نتیجه، تشخیص قاضی، تصمیم، حُکم قضاوت ترک اختلاف با دخالت قاضی، سازش
تشخیصفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نتیجۀ استدلال خیص، استنتاج، نتیجهگیری، برداشت، قضاوت، تمیز، قوۀ تمیز تشخیص غلط، عدم تمیز، عدم تشخیص قیاس، استدلال رأی ملت، رأی عام، نظرخواهی، همهپرسی،
مراحل قضاییفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اخلاقیات قضایی، آیین دادرسی، جریانکار در دادگاه، جریان دعوی آیین دادرسیکیفری، آیین دادرسی مدنی، اصول محاکمات حکم، قرار احضاریه، خواست برگ، احضارنامه، حکم
قبول کردن دعویفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اخلاقیات دعوی، صلاحیت دادگاه رااعلام کردن، قضاوت کردن، رأی دادن، حکم دادن، فتوی دادن، قضاوت کردن، تشخیص دادن خلاصه دعوی را بیان کردن، رای صادر کردن، تسلی
مجوزفرهنگ فارسی طیفیمقوله: ارادۀ اجتماعی عام دستور، برگۀ فرمان، اجازه حُکم، حکم کتبی، ابلاغ، ابلاغیه، احضاریه، حکم توقیف، حکم جلب، مراحل قضایی پاسخ قرارداد، حُکم کارگزینی، حکمانتصا