حس کردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مادۀ آلی افتن، یافتن، آمدن، شنیدن، چشیدن، مزه کردن، بوییدن، بو کردن، دیدن، درد کردن آگاه شدن، احساس کردن
حس ششمفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مذهب یطانپرستی، علومپوشیده، تصوف، علم نهانی، قبالا، تفسیر رمزی، علوم غریبه، علوم خفیه، جادوگری، غیبگویی، فال، حس ششم، شم جستجوکنندۀ علوم پوشیده، رابط ع
حساب کردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: عدد اسبهکردن، جمعزدن، جمع کردن، منها کردن، ضرب کردن، افزودن، بخش کردن، تقسیم کردن، اندازه گرفتن، برآورد کردن، ارزیابی کردن
حساسیت فیزیکیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مادۀ آلی اسیت فیزیکی، حساسیت، حس، ادراک، تأثر، تأثیر پذیری، حساسیت روحی خوشسلیقگی، ملایمت آگاهی، بیداری، هشیاری، فعالیت خارش، آلرژی، هیستامین
حس ششمفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مذهب یطانپرستی، علومپوشیده، تصوف، علم نهانی، قبالا، تفسیر رمزی، علوم غریبه، علوم خفیه، جادوگری، غیبگویی، فال، حس ششم، شم جستجوکنندۀ علوم پوشیده، رابط ع
حساسیت فیزیکیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مادۀ آلی اسیت فیزیکی، حساسیت، حس، ادراک، تأثر، تأثیر پذیری، حساسیت روحی خوشسلیقگی، ملایمت آگاهی، بیداری، هشیاری، فعالیت خارش، آلرژی، هیستامین
حساسفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مادۀ آلی حساس، زودرنج، نازک، نازکنارنجی تیز، تحریکپذیر، قوی، قابل تحریک دقیق، حساسشده، ریش، لطیف، ملتهب رقیقالقلب، عاطفی، دارای احساسات، مهربان
حسابفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مناسبات ملکی ب، حسابداری، حسابوکتاب، حسابدهی، دفتر داری، دفترداری دوبل، هزینهیابی، حسابداری قیمتتمامشده نگهداری دفاتر حسابرسی، ممیزی ترازنامه، صورته