حرکتفرهنگ فارسی طیفیمقوله: حرکت ، جریان، تحرک، پویایی، جنبش، انتقال، پیشروی، حرکت وضعی (انتقالی)، حرکت بهپهلو ولوله، تکاپو[ی]، جنبوجوش، اهتزاز پسرفت، دور شدن بیقراری، وول مارش، ر
حرکت دادنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: حرکت کردن، بهراه انداختن، تکان دادن، باز کردن، بهکار انداختن دستگاه، بازی دادن، بهحرکتآوردن، بهآب انداختن، منتقل کردن، فرستادن، شتاب دادن، پرت کردن،
حرکت انحنادارفرهنگ فارسی طیفیمقوله: حرکت نحنادار، پیچش، گردش، دوار، دَوَران، چرخش، ویراژ، حرکت مارپیچ، قیقاج، زیگزاگ، انحراف گردش ماه (زمین) مسیر حرکتِ انحنادار: مدار، قوس، چرخ، مارپیچ دور،
حرکت معنادارفرهنگ فارسی طیفیمقوله: رسانۀ ارتباط . وسیلۀ انتقال اندیشه ت معنادار، زبان کرولال پانتومیم لحن، نحوۀ صحبت، زبان بدن، نحوۀ ایستادن، سرووضع تکان سر، اشاره، علامت، چشمک، نگاه، ایما
بیاحترامیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اخلاقیات ترامی، بیحرمتی، هتک حرمت، اهانت، فحاشی، بیادبی، توبیخ، تخمین کمتر ازواقع، دست کمگرفتن، بدگویی بیاعتنایی، بیمهری، بیتوجهی، تحقیر، استهزا، بی
جلب احترام کردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اخلاقیات م کردن، هیبت داشتن، حرمتداشتن، تأثیر قوی گذاشتن، خوشنامبودن، تحسین برانگیختن، شگفت انگیزبودن، عجیب بودن مهم بودن
اعتبارفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات فردی ، صیت، ناموس، احترام، آبرو، شرف، پرستیژ، حرمت، نام، عرض، عصمت عزت، بزرگی، شرافت، اهمیت، برتری اصالت، نجابت، اشرافیت، نجبا نفوذ، تأثیر، هیبت،
تقوافرهنگ فارسی طیفیمقوله: مذهب داترسی، دینداری، تدیّن، پرهیزگاری، مسلمانی، اخلاص، وارستگی، رهایی ازتعلقات دنیوی، بیاعتنایی، تسلیم، مردانگی حرمت نگهداشتن، احترام، رعایت، خداپرستی،
بیتقواییفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مذهب ایی، بیدینی، خدانشناشی، خدانترسی، بیاحترامی، گمراهی، ضلالت، لغزش، تباهی، بدعت، فقدان وظیفه کفر، کفرگویی، جسارت نسبت بهمقدسات، اهانتبهمقدسات، نفر