جنگفرهنگ فارسی طیفیمقوله: تضاد در عمل (اختیار فردی) رد، حرب، نبرد▼، غزوه، پیکار، جدال، دعوا، جدل، قتال، آفند، مقاتله، محاربه، کارزار، ستیزه، دعوا جهاد، تنازع، مخاصمه، جنگهای صلیبی
سلاحفرهنگ فارسی طیفیمقوله: تضاد در عمل (اختیار فردی) سلاح، حربه، تسلیحات، اسلحه▼ استفاده از اسلحه، کمانگیری، آتشباری▼ وسیله
پیکارفرهنگ فارسی طیفیمقوله: تضاد در عمل (اختیار فردی) ، بخشیازجنگ، مصاف، غزوه، مبارزه، حرب، ستیز، ستیزه، خصومت، جنگ، محاربه خود ورزش مثلاً کشتی مقاتله، قتال، زدوخورد، دعوا تشنج، برخ
دوستفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات بین فردی ر، رفیق▲، همراه، همصحبت، مونس، همدم، حبیب، همنشین، مصاحب، معاشر، شخص عاشق، همکار همسایه، هموطن همکلاسی، بغلدستی، بچهمحل آشنا رابطه، پ
مهربانفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات بین فردی ق، نزدیک، جدانشدنی، دوست، حبیب، یکزبان، همدل، یکدل، صدیق، صادق، بیریا، انتیم، خودمانی، وفادار، ازخودگذشته، دلسوز، غمخوار، غمگسار، عا