حرامزادهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اخلاقیات ، نامشروع، بینامونشان، بیپدرومادر، بیکسوکار، بیریشه، بیاصلونسب حرامزادگی بچۀ حرامزاده، ولدالزنا، زیربوته بهعمل آمده
حرامفرهنگ فارسی طیفیمقوله: ارادۀ اجتماعی - خاص ، قدغن (غدغن،غدقن)، قاچاقی، تحریمشده، جلوگیریشده، غیر قانونی، تابو، ناگفتنی ناروا، ناشایست، بیجا، ناشایسته، منکر، نامشروع، خلاف شر
ضعیفالنفسفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اخلاقیات نفس، سستعناصر، کممایه، حرامزاده، ناپاک، ضعیف ولنگار، ول آمادۀ وسوسه، جایزالخطا، معیوب، ناقص
قلابیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نحوۀ ارتباط ، ساختگی، تقلبی، بدلی، مصنوعی، بدل، برساخته، غیرواقعی، عاریه، تقلیدی حرامزاده، ناجنس
شرورفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اخلاقیات اهکار، نابهکار، بدذات، خبیث، ملعون، مخبط، تباه، فاسد▼، دارای فساد اخلاقی، ناجنس، ناجور، بدجنس، نادرست، بیدین، ناحق، بدخواه، مقصر، شیطانی، متظا
تکذیبشدهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نتیجۀ استدلال شده، نامقبول، مورد اختلاف، حرام، انکارشده منفی، اعتراضآمیز باورنکردنی