حاشیه رفتنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: رسانۀ ارتباط . وسیلۀ انتقال اندیشه رفتن، جزییات اضافی، زیادت، اضافی، بیربطی
شاملفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نظم مل، حاوی، آبستن، دربردارنده، متضمن، محتوی، فراگیر دارا همگانی، کلی، عامه، عمومی، عام متشکل، دربرگیرنده مشتمل واجد، دارنده
مرکب بودن ازفرهنگ فارسی طیفیمقوله: کمیت ب بودن از، متشکل بودن از داشتن، حاوی بودن، شامل بودن، دربرداشتن، شامل شدن خوردن، داشتن جزءوابسته
دربرگیرندۀفرهنگ فارسی طیفیمقوله: کمیت د] دربرگیرندۀ، متشکل از دربردارندۀ، دارایِ، حاویِ، شاملِ، مملواز
شامل بودنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نظم ن، دربر داشتن، دارابودن، حاوی بودن، متضمن بودن، پوشش دادن، پوشاندن درخود جا دادن ایجاب کردن دارای عضوی (ویژگی، صفتی، ...) بودن ناظر بهچیزی بودن، تعم