جوانیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: زمان انی، بهار جوانی، شباب، دوران بلوغ، عنفوان جوانی، دوران مدرسه، دوراندبیرستان نسل جوان، جوان بیتجربگی، عدم مهارت
جویای نام بودنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات فردی نام بودن، جاه طلب بودن، دنبالمقام بودن، مغرور بودن فخر فروختن
جوانیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: زمان انی، بهار جوانی، شباب، دوران بلوغ، عنفوان جوانی، دوران مدرسه، دوراندبیرستان نسل جوان، جوان بیتجربگی، عدم مهارت
دلجوییکنندهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اخلاقیات جوییکننده، توبه کرده، معذرتخواه، عذرخواهیکننده، پاککننده، جبرانکننده، برقرارکننده
جُستنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: شرایط و عَمَلِ شهود ش کردن، تعقیبکردن، جوییدن، جستجو کردن، جویاشدن، رد کسی (چیزی) را گرفتن، ردیابی کردن، سراغ گرفتن، پرسوجو کردن
کاسبفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مناسبات ملکی اسب، پولساز، مکتسب، پولدرآر، درآمدساز، پساندازکن جوینده مستمریبگیر، حقوقبگیر، وظیفهبگیر، کارمند، کارگر اجیر، مزدور عامل، مأمور تاجر، ک
زادهنشدهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: وجود ده، بهدنیانیامده، متولد نشده، نازاد، زاییده نشده، جنینی بالقوه، ممکن، پنهان، مخفی، درحالکمون، نهفته آینده، مستقبل، آتی