رنگارنگفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مادۀ آلی لق، جوگندمی، الوان، رنگین، ملون، خوشخطوخال، زیبا، نقشونگاردار، مزیّن رنگینکمان چپار
متلاطم بودنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: حرکت بودن، متشنج بودن، جوشیدن، لرزیدن، تکان خوردن، بهارتعاش درآمدن، خاریدن، تپیدن، پرپر زدن، پریدن، پر زدن
کاسبفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مناسبات ملکی اسب، پولساز، مکتسب، پولدرآر، درآمدساز، پساندازکن جوینده مستمریبگیر، حقوقبگیر، وظیفهبگیر، کارمند، کارگر اجیر، مزدور عامل، مأمور تاجر، ک