جوابیهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: شرایط و عَمَلِ شهود ه، دفاعیه، پاسخنامه، مدرک متقابل دفاع، رد، دفع، تکذیب
نتیجهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: عدد نتیجۀ عددی، جواب، حاصلضرب، معادله جمع، مجموع، حاصلجمع، جمع کل، کل مانده، مابهالتفاوت، باقیمانده صورتحساب، حساب، چوب خط، جمع اندازۀ حرکت
پاسخفرهنگ فارسی طیفیمقوله: شرایط و عَمَلِ شهود پاسخ، جواب، واکنش، ستاده، ستانده سزا، عوض، اجابت، پاداش پاسخگویی، جوابگویی ستیز فیدبک، بازخور وظیفه
پاسخ دادنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: شرایط و عَمَلِ شهود اسخ دادن، جواب دادن، پاسخگفتن، واکنش نشان دادن، درجواب گفتن، تکرار کردن تلافی کردن تکذیب کردن، باطل کردن، نفی کردن، انکار کردن حل ک
ظریف سخن گفتنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات فردی ] ظریف سخن گفتن، هجو کردن، حاضر جواب بودن شوخی (مزاح) کردن، جوک گفتن، سرگرم کردن سربهسر کسی گذاشتن، متلک بار کسی کردن
پاسخدهندهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: شرایط و عَمَلِ شهود اسخدهنده، پاسخگو، جوابگو، متقابل، دادهشده، موظف مرتبط، مربوط، مساوی، برابر، همطراز مکرر حساس خوانده، مدافع اجابتکننده، مستجاب