جلوییفرهنگ فارسی طیفیمقوله: بُعد جلویی، قدامی، روبرویی، پیشرو، مقابل پیشاپیش، مقدم، پیشین، قبلی، قبل، ماقبل
جلوییفرهنگ فارسی طیفیمقوله: بُعد جلویی، قدامی، روبرویی، پیشرو، مقابل پیشاپیش، مقدم، پیشین، قبلی، قبل، ماقبل
مقابل بودنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: بُعد مقابل بودن، جلوی رو بودن، درجلو قرار گرفتن، جلو بودن، شاخ بهشاخ شدن اثر مخالف داشتن، تقابل داشتن مخالفت کردن، ضدیت داشتن قطب مخالفبودن
حفظفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار آتی ظ، جلوگیری ازفساد، نگهداری، نگاهداری، دوام، پایندگی، ثبات خشکاندن، تاکسیدرمی، مومیایی کردن، خشک کردن، قوطی کردن، کنسرو کردن تعمیرونگهداری، حف