جادهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار آتی رگراه، جادۀ اصلی، جادۀ خاکی، جادۀ اسفالته، جادۀ شوسه، کمربندی بلوار (بولوار)، خیابان، کوچه اتوبان، شاهراه، شارع، آزادراه جادۀ ابریشم باند کنت
درخشان کردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مادۀ آلی ن کردن، براق کردن، جلادادن، صیقلی کردن، واکس زدن، روشن کردن، تشعشع کردن، چرب کردن، لیز کردن، روان کردن
استقرارفرهنگ فارسی طیفیمقوله: فضای عام ستقرار، کاشت، جادهی، گذاشتن، چیدمان، لیآوت اسکان، اُطراق(اتراق)، اقامت، اشغال تعیین محل زندگی، تبعید، اسکان مهاجرت، کوچ، سکونت، منزلگیری، سکنا
صافکنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: شکل کن، صافکننده، صیقلیکننده جاده صافکن، غلتک، بولدوزر، وردنه رنده، اتو سابکار
آمادهکنندهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار آتی هکننده، راهبازکن، جادهصافکن برزگر، بذرکار، کشاورز، آشپز تهیهکننده
[صفت] مجازاتکنندهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اخلاقیات ت] مجازاتکننده، کینهجو، انتقامجو جلاد، شکنجهگر، دژخیم، میرغضب ستمگر ◄ظالم، مستبد ضارب ◄اذیتکن قاتل بیرحم