جعل کردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نحوۀ ارتباط ن، تقلب کردن، برساختن، آب در شیر کردن، وضع کردن، ساختن فریبدادن
جعلیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نحوۀ ارتباط علی، غیرواقعی، نادرست، کاذب، تقلبی، دروغی افسانهای، ساختگی، ساختهوپرداخته، بافته، تقلیدی ظاهری، بدون واقعیت، مَجاز، مجازی، اسمی، الکی، باسم
فریبندهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نحوۀ ارتباط ه، گولزن، جعلی، غیرواقعی، نهفته ساحرانه ظاهری فریبا پارادوکس [اسم]، متناقضنما
غیرحقیقتفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نحوۀ ارتباط حقیقت، تحریف، جعل، تحمیق، بدآموزی، دروغگویی، فریب، نادرستی جعل، مدارک ساختگی ◄ مدرک ماشین پروپاگاند تحریف تاریخی تخمین کمترازواقع، دست کم گرف
تقلید کردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: رابطه ] تقلید کردن، تکرار کردن، شبیه کردن ادای کسی (چیزی) را در آوردن، ادا داشتن نمایش دادن، نمودن استهزا کردن جعل کردن
تصویر غلط دادنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: رسانۀ ارتباط . وسیلۀ انتقال اندیشه ] تصویر غلط دادن، بدآموزی کردن، بدشکل کردن اغراق کردن بدگوییکردن جعل کردن