جراحتفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار آتی زخم، بریدگی، خراش، قطع کبودی، ورم آسیب، صدمه، کوفتگی، ضرب، کوب مصدوم، شخص بیمار آماس، پیله، غراش
جراحیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار آتی عمل، بخیه، بخیه زدن(کردن، کشیدن)، حجامت پیوند عضو، پیونداعضا قطع عضو بیهوشی، بیهوشی موضعی، بیحسی، بیهوشی کامل جراحی پلاستیک، ایمپلنت بایپس
جراحیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار آتی عمل، بخیه، بخیه زدن(کردن، کشیدن)، حجامت پیوند عضو، پیونداعضا قطع عضو بیهوشی، بیهوشی موضعی، بیحسی، بیهوشی کامل جراحی پلاستیک، ایمپلنت بایپس
متخصص زیباییفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات فردی بایی، جراح پلاستیک، آرایشگر، سلمانی، بندانداز، تیغزن، دلاک مانیکوریست، متخصص پدیکور
زخمفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار آتی ، جراحت، خراشیدگی، پارهشدگی، لهشدگی، سوراخشدگی، کوفتگی، ریش، التهاب کوفتگی، کوب ضرب، آسیب، صدمه، جرح سوختگی، درصد سوختگی، درجۀ سوختگی: خفی
پزشکفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار آتی ب، حکیم، پزشکعمومی، جراح، متخصص، پیراپزشک، پزشک معالج انترن، رزیدنت دندانپزشک، دندانساز اطبا، طبیبان، پزشکان