معلولفرهنگ فارسی طیفیمقوله: علیت ] معلول، اثر، ثمر ثمره، رویش (جوانه)▼ محصول، زاده، فرآورده نتیجه، دستآورد، برآیند، عاقبت، بازتاب، فرجام کار، دنباله، پیآمد حاصل، عایدی، دخل، ماحصل
پناهگاهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار آتی تحصنگاه، جای تحصن، تکیهگاه، ملجأ، حرز، مأوا، کهف، حرم، حریم مقدس، محراب، منطقۀ حفاظت شده، بست، مأمن سنگر، خاکریز، حفاظ پرورشگاه، یتیمخانه
بهنیابت عمل کردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: ارادۀ اجتماعی عام بهنیابت عمل کردن، جای کسی حرف زدن، جانشین بودن، مشغول کار شدن، دلالی کردن
کار گذاشتنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: حرکت کاشتن، پیوندزدن، جای دادن، نشاندن، جایگیر کردن، قرار دادن، مستقر کردن، نهادن، گذاشتن سوراخ کردن