تنفسفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مادۀ غیرآلی س، دَم، بازدم، تنفس مصنوعی، استنشاق، هواخوری، ممد حیات، مفرح ذات دستگاه تنفس: ریه، شش، حلق، خرخره، نای، نایژه، بینی
بیماری تنفسیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار آتی رفه، سرماخوردگی، آبریزش بینی، سینوزیت، آسم، ذات الریه، پنومونی، گلودرد استرپتوککی، خروسک، لارانژیت، آنژین، برونشیت، آنفولانزا
تفسیرفرهنگ فارسی طیفیمقوله: انتقال عقاید و ماهیت آن ر، تعبیر، تأویل، ترجمه▼، تعریف، بیان، توضیح، پرداخت، پردازش تعبیر خواب، خوابگزاری انتقاد مستفسر، خواهان توضیح و تفسیر
تفسیر کردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: انتقال عقاید و ماهیت آن تفسیر کردن، معنی کردن، توضیحدادن، تعبیر کردن
نَفَس کشیدنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مادۀ غیرآلی کشیدن، تنفس کردن، دم زدن، هوا خوردن باد خوردن استنشاق کردن، پُک زدن، سیگار کشیدن
درنگفرهنگ فارسی طیفیمقوله: تغییر ، وقفه، تنفس [در جلسه]، آنتراکت، مهلت، فاصله، فترت، وقت، زمان، صبر، مقاومت، فروکش، آرامش موقت، آرامش قبلازطوفان گشایش، فرج تأمل، تعلل، تأخیر امهال،
خستگیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: عمل داوطلبانه خستگی، فرسودگی، کوفتگی، ماندگی، درماندگی زحمت بیحسی فیزیکی هنوهن، نفسنفس، تنفس غش، ضعف، ناتوانی
زنده کردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مادۀ آلی ن، بهدنیا آوردن، آوردن، زاییدن، فارغ شدن، زادوولد کردن، تولید کردن حیات بخشیدن، تنفس مصنوعی دادن، احیا کردن حمل کردن تولید مثل کردن
احیافرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار آتی د، رستاخیز، زندهسازی، ازسرگیری، دوبارگی، نوسازی، تازگی، حیات نو نقاهت، برگشت تنفس مصنوعی احیایشیمیایی رستاخیز، رستخیز، قیامت، محشر، [معاد ◄