تنفسفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مادۀ غیرآلی س، دَم، بازدم، تنفس مصنوعی، استنشاق، هواخوری، ممد حیات، مفرح ذات دستگاه تنفس: ریه، شش، حلق، خرخره، نای، نایژه، بینی
تنفرازبشرفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات بین فردی نفرازبشر، ضدیت باانسانیت، مردمآزاری، مردمگریزی، اجتماعی نبودن، ترشرویی انزوا، گوشهنشینی، گوشهگیری
بیماری تنفسیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار آتی رفه، سرماخوردگی، آبریزش بینی، سینوزیت، آسم، ذات الریه، پنومونی، گلودرد استرپتوککی، خروسک، لارانژیت، آنژین، برونشیت، آنفولانزا
تنفسفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مادۀ غیرآلی س، دَم، بازدم، تنفس مصنوعی، استنشاق، هواخوری، ممد حیات، مفرح ذات دستگاه تنفس: ریه، شش، حلق، خرخره، نای، نایژه، بینی
نَفَس کشیدنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مادۀ غیرآلی کشیدن، تنفس کردن، دم زدن، هوا خوردن باد خوردن استنشاق کردن، پُک زدن، سیگار کشیدن
نفرتفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات بین فردی ، تنفر، کینه، کراهت، اشمئزاز، انزجار، بیمیلی، دشمنی، خشم بغض
درنگفرهنگ فارسی طیفیمقوله: تغییر ، وقفه، تنفس [در جلسه]، آنتراکت، مهلت، فاصله، فترت، وقت، زمان، صبر، مقاومت، فروکش، آرامش موقت، آرامش قبلازطوفان گشایش، فرج تأمل، تعلل، تأخیر امهال،
دافعهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: حرکت ] دافعه، نیروی دافعه، نیرویسانتریفوژ ایجاد تنفر طرد، دفع، ردّ زشتی پسنشینی