تعددفرهنگ فارسی طیفیمقوله: عدد بسیاری، بسامد، کثرت، افزونی، فزونی، انبوهی، بیشماری، فراوانی، وفور چندگونگی، چندگانگی، چندتایی، چندبرابری مثل مور و ملخ، انبوه مردم ازدحام، جمعیت، تر
تعادلفرهنگ فارسی طیفیمقوله: کمیت ، موازنه، تراز، تساوی وضع موجود، همزیستی مسالمتآمیز تقارن، توازی متانت، سازگاری تعادل در دریا، تعادل کِشتی، بالاست تعادل قوا، تعادل طبیعی تراز تجار
تعداد مشخصفرهنگ فارسی طیفیمقوله: عدد معین، گروه، تیم، گله، رمه، فوج، دسته، خیل، رده، رسته، جوخه، عده، قافله، اردو، قبیله، نژاد، باند، فرقه، جرگه، حلقه، سلک، محفل، جماعت ناوگان، لشگر، دست
تجددفرهنگ فارسی طیفیمقوله: زمان درنیسم، غربزدگی، بدعت، مدرنیته، نوآوری نوزایی، رنسانس، [◄ انقلاب 149]
کثرت وقوعفرهنگ فارسی طیفیمقوله: زمان وقوع، تکرر در زمان، تعدد، تکرار [در عدد]، تواتر، فراوانی، فرکانس، بسامد، استمرار، تداوم توالی، تناوب عود
مقدار فراوانفرهنگ فارسی طیفیمقوله: کمیت راوان، وفور نعمت، فراوانی، اشباع، وفور، برکت معدن، انبار کثرت، تعدد تمامیت، کل یک دریا، آسمان تا زمین
تنوعفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نظم ، چندگونگی، گوناگونی، تعدد، اختلاف، واریته، تغییر پذیری، چندتایی، چندگانگی رنگارنگی، ناهمگنی تفاوت، اختلاف، دگرگونگی، پراکندگی، تفرق، تشتت، تفرقه، تش
شمارشفرهنگ فارسی طیفیمقوله: عدد رش، محاسبه، حساب، احتساب، تعدد، نمرهگذاری، شمارهگذاری، سرشماری شمردن، حساب کردن، جمع کردن شمارش معکوس سنجش، اندازهگیری شماره صفحه الگوریتم، سیستم
وفورفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار آتی بسیاری، زیادت▼، افزونی، فراوانی، فراخی، تکثر، کثرت، تعدد، اشباع نعمت، برکت، خیروبرکت طغیان، سیل افراط، زیادهروی، پرخوری، عدم اعتدال بیش ازضر