تشویقپذیر بودنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار فردی؛ عام یقپذیر بودن، تحریکپذیری نرمش، رغبت، حساسیت روحی، زودباوری رام (دستآموز) بودن، آمادگیآموختن، استعداد حالت تهییجشده
تشبیهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: رابطه استحاله، جذب، تحلیلرفتن، جذب شدن تلفیق، ادغام استتار، تقلید شبیهسازی، وصف، نقاشی ≠ تشبیه کردن، ◄مقایسه
تسویهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: کمیت یکسان کردن، تساوی، هموزن کردن، توزین تسطیح، تراز کردن، تعدیل مقابله بهمثل، همبستگی، تلافی، جبران استاندارد نصف کردن، عمود منصف، خط استوا، نیمه پردا
تسویهشدهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مناسبات ملکی شده، پرداختشده، بیحساب، یربهیر، دارای مفاصاحساب واریزی، حوالهشده
تشبیهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: رابطه استحاله، جذب، تحلیلرفتن، جذب شدن تلفیق، ادغام استتار، تقلید شبیهسازی، وصف، نقاشی ≠ تشبیه کردن، ◄مقایسه
جبرانفرهنگ فارسی طیفیمقوله: کمیت ] جبران، تساوی، تسویه بازیافت جایگزینی، جابهجایی تاوان، پرداختغرامت، اعاده، استرداد واکنش، اثرمتقابل قصاص، تقاص، تلافی عوض، پاداش جبران مافات، دلجو
قانع کردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نتیجۀ استدلال ن، باوراندن، تشویقکردن، راضی کردن، اثبات کردن، آموختن، انگیختن ترویج کردن، مرسوم کردن تربیت کردن
تهییجفرهنگ فارسی طیفیمقوله: عواطف عام هییج، تحریک، تشویق، تشجیع، انگیزش، تأثیر شیفتن، مجذوب کردن، مفتون کردن، افسون کردن، جادوگری غلیان، آتش کولیبازی تهییج عامه، آشوبگری، انقلاب بر