رسیدنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: حرکت رسیدن، وارد شدن، آمدن، داخلشدن، تشریف آوردن برآمدن ساعت زدن، بیتوته کردن لنگر انداختن، ازگردِ راه رسیدن ایستادن (توقف کردن)
سخنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: رسانۀ ارتباط . وسیلۀ انتقال اندیشه سخن، گفتار، کلام، گویش، قوۀ ناطقه ادا، اعلام شفاهی، بیان، بیان مطلب، بیان مقصود، افادۀ مرام، بهزبان آوردن، ایراد، عرض
بزرگداشتفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات فردی ، تجلیل، گرامیداشت، نکوداشت، اکرام، تفخیم، تشریف تقدیر، تحسین تکریم، تمجید، ستایش ابراز احساسات سالگرد، روز مخصوص
ورودفرهنگ فارسی طیفیمقوله: حرکت ورود، ظهور، آمدن، تشریففرمایی، نزولِ اجلال دخول، فرود، ملاقات وصال، حصول، اختتام، نیل، رسیدن، انجام، اتمام، موفقیت تشریف، مَقدَم، قدوم تقرب، حلول،
غیرحقیقتفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نحوۀ ارتباط حقیقت، تحریف، جعل، تحمیق، بدآموزی، دروغگویی، فریب، نادرستی جعل، مدارک ساختگی ◄ مدرک ماشین پروپاگاند تحریف تاریخی تخمین کمترازواقع، دست کم گرف