تثبیتفرهنگ فارسی طیفیمقوله: تغییر جاد ثبات، برقراری، نهادینه کردن، تأسیس، بنیانگذاری، تنفیذ، تأیید اعتبار ایجاد تعادل (موازنه)، سیاست بازدارنده تعدیل
تربیت کردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نحوۀ ارتباط ن، کارآموزی دادن، تمرین دادن، پرورش دادن، استادی کردن، ادب کردن، آموزش دادن، بار آوردن
فقدان تربیتفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات فردی ربیت، بدی رفتار، فقدانتمدن، بیفرهنگی، بی تمدنی، بیادبی بی کلاسی
آموزشفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نحوۀ ارتباط ، تربیت، پرورش، هدایت، تدریس، مربیگری، تعلیم، تعلم، یادآوری، استادی آموزش مکاتبهای تأدیب، ادب، اصلاح القا، تلقین
آموزشیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نحوۀ ارتباط آموزشی، تربیتی، دانشگاهی، مکاتبهای، مدرسهای مربوط به مدرسه فرهنگی، علمی آموزنده، موعظهآمیز آموختنی، آموزگار، عالمانه عمومی
چیز ثبات دهندهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: تغییر ثبات دهنده، پایاساز، تثبیت کننده، استوار کننده، متعادل کننده، باله، تیر ته کشتی، حمال کشتی، وزنۀ تعادل، پارسنگ، بالاست، سنگینی، خنثی کننده، جبرانک