بهتر کردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار آتی ن، بهبود دادن، خوبکردن، ترقی دادن، اصلاح کردن▼، اصلاحات کردن، تغییر دادن مرمت کردن، وصلهپینه کردن، تعمیر کردن تبدیل کردن، تأثیر داشتن، پاک ک
بالا بردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: حرکت جک زدن، ازجابرداشتن، ازخاک برداشتن، برگرفتن، بلند کردن، برداشتن، برخیزاندن، برانگیختن، بلندکردن، بالا کشیدن، نصب کردن، برافراشتن، آهیختن، نگاه داشتن
افزایش یافتنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: کمیت ایش یافتن، افزونی یافتن(گرفتن)، ترقی کردن، رشد کردن، زیاد شدن، بالا آمدن، بالا رفتن، بهمال اضافه شدن بچه کردن، تکثیر شدن، میوه دادن، زادوولد کردن ا
بهبودفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار آتی ود، پیشرفت، ترقی، توسعه، رُشد، بالندگی، پویایی، تقدم اصلاح، بهینهسازی، ارتقا، ترفیع بهسازی، عمران، عمارت، احداث، ساختمان آبادسازی، آبادانی،
اضافهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: کمیت علاوه، افزودگی، بیشی، ترقی تورم، برآمدگی ضمیمه، الحاقی، متمم، اضافهبرسازمان، اضافی بهره، ارزش افزوده، افزایشسرمایه افزوده کردن، انباشت عمل ریاضی، ج