اهمیت دادنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار آتی ادن، بهحساب آوردن، باخطزرنوشتن، جدی گرفتن، تأکید کردن، اولویت دادن قدرنهادن، پربهادادن، ارجگذاشتن، تجلیل کردن، سالروز نگهداشتن بزرگ کردن ◄
گرایش داشتنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: علیت گرایش داشتن، تمایل داشتن، مایلبودن، ترجیح دادن، انتخاب کردن متعهد بودن
انتخابکردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار فردی؛ عام ابکردن، گزیدن، برگزیدن، اختیار کردن، ترجیح دادن، گرایش داشتن، تشخیص دادن، تمیز دادن، مشکلپسند بودن نامزد کردن، عقد کردن، پسند کردن، پسن
پسندیدنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اخلاقیات ، تأیید کردن، قبولداشتن، راضی بودن، پسند کردن، ترجیح دادن، اشکالی نیافتن، تحسین کردن، قدر چیزی رادانستن، گرامی داشتن، انتخاب کردن، دستچین کردن
بیطرفبودنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار فردی؛ عام انتخاب خاصی نداشتن، رأی ممتنع دادن، رأی ندادن، امتناع کردن، صرفنظر کردن، کنار رفتن، طفره رفتن، صراحت نداشتن، مشخص نکردن، دم بهتله ندادن