برآمدنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: شکل رآمدن، ورم کردن، بیرونزدن، بیرون آمدن، جلو آمدن، پیشآمدگی داشتن توجه را جلب کردن، مرئی بودن ریشدرآوردن، زبربودن باد کردن(داشتن)، متورم بودن، آماسیدن
توالیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نظم ترتیب مسلسل، ترادف، تسلسل، تعاقب▲، پیروی تبعیت، تابعیت توالی منطقی، پردازش، الگوریتم، استدلال پروسه، فرآیند، چرخه رشته، سلسله، ردیف، سری، صف، سریال،
قطارفرهنگ فارسی طیفیمقوله: حرکت مترو، قطارزیرزمینی، تراموا، قطاربرقی، مونوریل، قطارشهری، قطار اکسپرس لکوموتیو، لوکوموتیو ریل، خط آهن، راهآهن رییس ایستگاه، لکوموتیوران، سوزنبان ایس
تشابهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: رابطه ابه، مشابهت، شباهت، همانندی، قیاس، قابلیت مقایسه، همبستگی تناسب، تقارن سنخیت، برابری ترادف شبیهسازی، مطابقت اشتراک تجانس، همگنی خطای باصره
معنیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: انتقال عقاید و ماهیت آن صود، منظور، لُبِ مطلب، متن، فحوا، مفاد، مفهوم، مضمون، پیام، مطلب، محتوا، مدلول، لُبِ کلام، اصل قضیه، مهمترین بخش، ایده، موضوع تدا