بیحس کردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مادۀ آلی کردن، بیهوش کردن، فلجکردن، هیپنوتیز کردن، تخدیر کردن، دوا دادن، سرد کردن، سست کردن، ضربه زدن، سیر کردن
بیحسی فیزیکیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مادۀ آلی فیزیکی، عدم حساسیت فیزیکی، بیحسی بدنی، فقدان حساسیت فیزیکی، بیحسی، بیهوشی، سستی، تخدیر، ناهشیاری، گیجی، بیتوجهی غش، فلج، اغما، کوما، نارکوز،