تجلیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نحوۀ ارتباط ، ابراز، تظاهر، بروز، ظهور، نمایش، ارائه، عرض، عَرضه آشکارسازی، کشف، افشا، فاش، تصریح، نشر، اظهار، انکشاف، علانیت تجلیذات آفرینش، پیدایش بدی
تجلیل کردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات فردی ردن، بزرگ گردانیدن، تکریم کردن، ترفیع دادن، نواختن، گماشتن
تجلی ذاتفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مذهب ذات، جلوۀ ذات، جلالخداوندی، تجلی صفات امامت، ولایت تجلیگاه، کوه طور، غار حرا
زینتفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات فردی ر، زیب، پیرایه، آذین، تجمل، آرایش، تزیین▲ زینتآلات، باباغوری، آب طلا، اشک (اشگ)، مدال زرق و برق، طمطراق جواهرات▲
فخرفروشیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات فردی خودنمایی، تظاهر، هنرنمایی، اظهار وجود، نازش، احتشام، نمایش، تجمل، جلوه، زرقوبرق، دارندگیوبرازندگی، جلوهفروشی، شاهاندازی اظهار فضل، فضلف
مجللفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات فردی شکوهمند، آنچنانی، اشرافی، افسانهای، تجملی، لوکس، تجملاتی، پررونق، پُرتخمه، ناب، عالی
آرایشیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات فردی شی، تزیینی، دکوراتیو، تجملی، لوکس، تفننی، پرکار، استادانه، آرایشگر زائد، تشریفاتی (رسمی)
فخرفروشفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات فردی فخرفروش، فخرفروشانه، خودنمایانه، متظاهرانه تجملی، لوکس، پرزرق وبرق، قلابی