تأسیسکردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مناسبات ملکی ، بنیاد نهادن، ثبت کردن، دایر کردن، فعال کردن، راه انداختن، برپا کردن، تشکیلدادن، افتتاح کردن شرکت دادن
تأخیرفرهنگ فارسی طیفیمقوله: زمان تأخیر، تأنی، معطلی، دیرکرد، دیر بودن تردید، احتیاط تعویق، وقتکُشی، تاکتیک تاخیری، بهتعویق انداختن، وقت خریدن، زمان بهدست آوردن، بازداشتن، کارشکنی
مؤنثفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مادۀ آلی م] مؤنث، ماده های تأنیث، مادگی، زنانگی، جنس لطیف نامحرم نسا، نسوان، زن▼
ماشین آلاتفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار آتی ن آلات، تأسیسات، تأسیساتجانبی کارخانه، کارگاه دارایی ثابت، ~ غیرجاری، سرمایهگذاری کوره، دیگ بخار
بنیاد نهادنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نظم هادن، بهراه انداختن، تاسیس کردن، دایر کردن، فعال کردن، بهآب انداختن ابداع کردن، بهوجود آوردن، اختراع کردن، کشف کردن کسب و کار راه انداختن، دکان زد