زن بیبندوبارفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اخلاقیات بار، زن هرزه، بدکاره، نانجیب، پتیاره، خراب، آتشکی، ولنگوواز، خانم رئیس سلیطه
گستاخفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات فردی تاخ، جسور، پاچهورمالیده، فحاش، بیادب، مغرور، تحقیرکننده بی بندوبار خیره، بیشرم▼ نخاله، لوس، ارنئوت، متجاسر هار☹، شرور
هرزهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اخلاقیات ز، ناپاک، بیبندوبار، بدکار، زناکار، سرکش، الواط، ولنگار، شهوتپرست، شهوانی، حریص
نامنظمفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نظم نامنظم]، بینظم، نامرتب، شلخته، بیبندوبار، بیسروسامان، بیبرنامه، بیسررشته، بیانضباط، سرکش گیج، مست، خشمناک وحشی، پریش، پرتگو، پرتوپلاگو، سبکس
زنهرزهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات بین فردی احشه، روسپی، هرجایی، جنده، قحبه، زن بدکاره، زناکار، سلیطه پتیاره خودفروش، همهجایی، خانم، خانم رئیس، ماتیشکا نانجیب، خراب، لش، آتشکی، ول
نفسپرستفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اخلاقیات باز، هوسران، هواپرست، خوشگذران، آتشیمزاج، شهوتی، حشری، هیز، ناپاک، بیکار، الواط، عیاش، پرخور، مسرف، ول، هرزه، بی عفت آدم نفسپرست، آدم پرخور،