بیادبفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات بین فردی مؤدب، بینزاکت، بیتربیت، بیاتیکت، عزیزکرده، نُنُر، لوس، ببه، بچه، بچهننه، نازپرورده، وِل، پاچهورمالیده، بیحیا ناسلوک، بد، سرکش، گست
بیادب بودنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات بین فردی دب بودن، نزاکت نداشتن، اسائۀادب کردن، خام بودن، بدرفتاریکردن، دفع کردن، احترام نگذاشتن، تشر زدن، ترشرو بودن
بیادبیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات بین فردی ادبی، بیاحترامی، فقدان تربیت، خامی، بیسیاستی، بیملاحظگی، بچهبازی، اسائۀ ادب
گستاخ بودنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات فردی ستاخ بودن، بیادب بودن، توی چشم کسی نگاه کردن، خیره نگاه کردن، شرم نداشتن بیشرم، بی ادب بودن چشمچرانیکردن، خوردن گستاخی کردن، پررویی کردن،
بیتوجهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: شرایط و عَمَلِ شهود بیتوجه، بیالتفات، بیاعتنا، سربههوا، هوایی بیپروا، لاقید، بیقید، بیادب، بیمبالات، بیملاحظه، بدون ملاحظه ورودربایستی بیتفاوت
گستاخفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات فردی تاخ، جسور، پاچهورمالیده، فحاش، بیادب، مغرور، تحقیرکننده بی بندوبار خیره، بیشرم▼ نخاله، لوس، ارنئوت، متجاسر هار☹، شرور
استقبال نکردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات بین فردی ال نکردن، اخم کردن، سرزنشکردن، فاصله گرفتن بیتوجهی کردن، بیادب بودن، تنها گذاشتن