بینیازیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات فردی ازی، سیری، پُری، اشباع، کمال رضایت، خوبی، زیادی، وفور، ملالت، زیادت بلندطبعی، استغنا، بلندنظری، مناعت، مناعتطبع بزرگواری، [◄ منصب 733]، بیا
بینیازفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات فردی از، سیر، پُر، اشباعشده، راضی، بلندنظر، بلندطبع، غنی، بینیاز، بلندهمت
بینیازفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات فردی از، سیر، پُر، اشباعشده، راضی، بلندنظر، بلندطبع، غنی، بینیاز، بلندهمت
بزرگیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: کمیت بزرگی، عظمت، درشتی، اندازه بینیازی، کاملبودن بسیاری، فراوانی، وفور اغراق بینهایت مقدار، کمیت، درجه وسعت، فضا زور، توان توانایی، تأثیر تورم، انبسا
سرشاریفرهنگ فارسی طیفیمقوله: کمیت ری، اشباع، پُر بودن، لبریزی، اکمال، انباشتگی، فراوانی، وفور بینیازی استغراق شکم پُر، پرخوری سرریز، طغیان
عدمکنجکاویفرهنگ فارسی طیفیمقوله: شرایط و عَمَلِ شهود مکنجکاوی، بیعلاقگی، لاقیدی، بیاعتنایی، خونسردی، بیعاطفگی، بیتفاوتی فقدان حساسیت روحی بینیازی
ثروتمندفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مناسبات ملکی انگر، دولتمند، متمول، دارا، غنی، محتشم، مایهدار، بینیاز، مالدار، سرمایهدار، متمکن، متنعم، مرفه، مستطیع، مستغنی تجملپرست خسیس، مالپرست ز