بیمیلیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات فردی لی، اکراه، فقدان رغبت، ناخوشنودی، نارضایی، عدم رضایت، بیزاری، انزجار، تنفر، نفرت حساسیت، آلرژی
اکراهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار فردی؛ عام راه، عدم تمایل، امتناع، بیمیلی، اعتراض، نظر مخالف، ملاحظات عار، شرم تحمیل، اجبار، ممانعت، منع ضدیت
مقاومفرهنگ فارسی طیفیمقوله: تضاد در عمل (اختیار فردی) مقاوم، پایدار، مخالف، متضاد معترض، بیمیل، بیزار پادار
ناچارفرهنگ فارسی طیفیمقوله: ارادۀ اجتماعی عام الزاماً، ناچاراً، اجباراً، بهاجبار، ناگزیر، بهناچار، برخلاف میلورضا، ازروی بیمیلی، بهطوراجبار، بهزور
نفرتفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات بین فردی ، تنفر، کینه، کراهت، اشمئزاز، انزجار، بیمیلی، دشمنی، خشم بغض
ناسازگاریفرهنگ فارسی طیفیمقوله: رابطه سازگاری، اصطکاک، تعارض، مخالفت، ضدیت، عدم توافق، نظر مخالف عصیان، عدم تطبیق جدل، مناظره، مشاجره، مناقشه، برخورد، جدال، جنگ اختلاف، تفاوت، مغایرت، ا