بودجهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مناسبات ملکی وجه قابلاستفاده، وجوه تأمینشده، خرجی، پول توجیبی، کیسه توانایی مالی، استطاعت تعهد، تعهدپرداخت، تأمین مالی کنترل بودجهای، بودجهبندی
پولیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مناسبات ملکی ولی، مالی، بانکی، بودجهای، مادی، مالیه ضربشده، دارای اعتبار ارزی، مدتدار، بهادار بیمحل، برگشتی، برگشتخورده
تقبل کردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مناسبات ملکی کردن، متحمل شدن، تقبلپرداخت کردن، سهیم شدن بودجهگذاشتن، خرج داشتن
هزینهشدهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مناسبات ملکی ده، خرجشده، مصروف، صرفشده، پرداختشده، تسویهشده بودجهشده
نارساییفرهنگ فارسی طیفیمقوله: حرکت کمبود، کسری، کاستی▲، عدم کفایت، اُفت، کاهش، نقصان ناتمامی، ایراد، اشکال، عیب، نقص، لکه فقدان، ناکارايى نابسندگی کمی، کمیابی مغایرت، انحراف، اشتباه ب