متعلق بهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مناسبات ملکی ] متعلق به، مالِ، ازآنِ دراختیارِ، درتصرفِ مختص به وابسته به، مربوط به
متعلق بهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مناسبات ملکی ] متعلق به، مالِ، ازآنِ دراختیارِ، درتصرفِ مختص به وابسته به، مربوط به
چیز نگهداری نشده:سنگر رهاشدهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مناسبات ملکی ز نگهداری نشده:سنگر رهاشده کالايى که براى سبک کردنکشتى به دريا مىريزند (جتسام)، آبآورد، دورریز، آشغال مال متروکه
درتصرفِفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مناسبات ملکی درتصرفِ، تَحتِ یدِ، دراختیارِ، متعلق به، درانحصار انحصاراً، مالکانه
داراییفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مناسبات ملکی رایی، مال، مایملک، مایه، حق، سرمایه، ثروت اموال منقول و غیرمنقول، مِلک، مِلک شخصی، سهم، متصرفات، مایتعلقبه، علاقه، متعلقات، داروندار، مالو
مالکانهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مناسبات ملکی مالکانه، ملکی، مالکیت، ملک، زمین منقول، غیر منقول شخصی، خصوصی، اختصاصی، استحقاقی سهامی، تجاری، ثبتشده [شخص حقوقی] ثبتشده [امتیاز و اختراع]