بنیهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار فردی؛ عام ن، توانایی، ایستادگی، زور، استقامت، قدرت، مردانگی آدم خودرأی، کارگر
توانفرهنگ فارسی طیفیمقوله: علیت ، نیرو، قوت، زور، قوه، بُنیه (بنیت)، توش، قدرت، انرژی▼ تاب، یارا، رمق، توانایی▼ بزرگی تسلط، غلبه، برتری سوقالجیشی، برتری قدرت سیاسی، اقتدار استیلا،
شادابیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: علیت ، سرحالی، طراوت، بنیه، سلامت سرزندگی، شور، حرارت، زندگی نشاط، وجد، سرحالی جوانمردی، مردانگی فربگی ◄ درشتی / عظمت سرسبزی، آبادانی، عمران، بهبود
تندرستیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار آتی ی، سلامت، سلامتی، صحتمزاج، عافیت، بهداشت، بنیه، استقامت، قدرت، طراوت، شادابی بهداشت، پیشگیری فیت بودن سلامت غذا، گوارایی شفا، بهبود، بهبودی،
ماهیتفرهنگ فارسی طیفیمقوله: وجود یفیت، چگونگی، چیستی، حقیقت، مائیت، حالت طبیعت، سرشت، نهاد، فطرت، طینت، شخصیت، خوی، هویت، تیپ، نژاد، جنس، نوع بنیه، خصوصیت رنگ، رخسار، مشخصه، شناسه و
تواناییفرهنگ فارسی طیفیمقوله: علیت ی، قابلیت، پتانسیل، حساسیت، استعداد عُرضه، یارا، بخار، مایه، مدیریت، نا، رمق، بُنیه، توان▲ نیروی بالقوه، امکان صلاحیت، کارآیی، ید بیضا، ید طولا، مها