نذرفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مذهب نی، پیشکش، صدقه، بلاگردان، خیرات، خیراتومبرات، دهش مراسم مذهبی ذبح، قربانی، قتل ذینفع نبودن، ایثار اطعام، شله زرد
عمل خیرخواهانهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات بین فردی ه، کار عام المنفعه، مهربانی، لطف، خدمت، خیریه، نیکوکاری، وقف، دهش، کمک، خدمتگزاری، کارداوطلبانه لطف، منت، مرحمت وقف، نذر، واگذاری، هبه،
برگشتنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: حرکت بازگشتن، دور زدن، بازگشت کردن، بازگردیدن، تغییر عقیده دادن پسزدن بازگرداندن
بازسازی کردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار آتی دن، بهحالت نخستبرگرداندن، برگرداندن، بازگرداندن، بههم آوردن، بهبود دادن، ابقا کردن، در سمتخود ابقا کردن، فراخواندن احیاکردن▼، تجدیدکردن پس
پسنشینیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: حرکت نشینی، عقبنشینی، برگشتنبهمحل نخست، رجعت، برگشت، ارتجاع، کشسانی، کششپذیری پسزنی، لگد، جفتک، قیچی [فوتبال] پژواک، اکو، انعکاس واکنش، عکسالعمل، ب