پختهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: حرکت شده، آبپز، بخارپز، دمپخت، نیمپز، برشته، تنوری، دوآتشه، سرخشده، سرخکرده، کباب(شده)، بریان، بوداده، عسلی [تخممرغ] پزا دمکرده، آبکش جاافتاده، خ
لیوانفرهنگ فارسی طیفیمقوله: فضای عام م، کوزه، باده، پیاله، ساغر، گیلاس، استکان، فنجان، پیمانه، استکان و نعلبکی، استکانشستی، استکان کمرباریک، انگاره، گیره، جااستکانی کاسه▲، کوزه▲ کُپ
مست شدنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اخلاقیات مست شدن، مست کردن، سرمستشدن، ازخود بیخبر شدن باده خوردن، نوشیدن، عیاشی کردن خودراساختن، سرحال شدن