ترسوفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات فردی رسو، بزدل، جبون، هولکرده، ضعیف، نامصمم عافیتطلب کمرو نامرد، خبرچین، عضو حزب باد، لافزن
ترسو بودنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات فردی سو بودن، بزدل بودن، شجاعتنداشتن، هول داشتن، بیعزم بودن، جا زدن، کوتاه آمدن ترسیدن، ازترس لرزیدن
بیعزمیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار فردی؛ عام می، تردید رأی، تغییر رویه، تغییر عقیده، تجدید نظر، دودلی، بیثباتی، تردید، تلون مزاج، بزدلی عدم فعالیت نرمش کار نیمبند آدم دودل، هملت