ازقضافرهنگ فارسی طیفیمقوله: تغییر ] ازقضا، دست برقضا، اتفاقاً درصورتِ، درصورت بروز، بهمجردِ، فعلاً سرانجام، بالاخره، عاقبت، آخرالامر، آخرکار، آخرسر، نهایتاً متعاقباً
تخلیهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: حرکت ش، پاش، تراوش، بروز، تظاهر، فوران، قلیان، ظهور زهکشی عقبنشینی، خروج
پیداییفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مادۀ آلی یدایی، نمایانی، وضوح، شفافیت، برجستگی، عیانی بداهت بروز، طلوع، ظهور، تظاهر، تجلی جلوۀ وارونه، تجسم غیرواقعی منظره، چشمانداز عمق دید، دید میدان
تجلیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نحوۀ ارتباط ، ابراز، تظاهر، بروز، ظهور، نمایش، ارائه، عرض، عَرضه آشکارسازی، کشف، افشا، فاش، تصریح، نشر، اظهار، انکشاف، علانیت تجلیذات آفرینش، پیدایش بدی
نشان دادنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نحوۀ ارتباط مایش دادن، نمایاندن، ارائه دادن (کردن)، درویترین گذاشتن، پردهبرداری کردن، رو کردن، بروز دادن، برملا کردن، بهنمایش گذاشتن، درمعرض دیدقرار دا