تیزیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: شکل تیزی، برندگی، برایی، برش گزش دندانهدار بودن، [◄ دندانه 260]، ارهای بودن، خاردار بودن تندی، تیزی مزه
انقطاعفرهنگ فارسی طیفیمقوله: بُعد گسیختگی، بریدگی، عدم تداوم، قطع، جدایی دخالت، مداخله، جنگطلبی، مزاحمت، تعدی تداخل، مجاورت، آمیختگی گسل، چاک، شکاف
کفایتفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار آتی کفایت، بسندگی، کفاف، تکافو، اکتفا ضرورت مقدار درست، اندازۀ کافی، حد نصاب، حداقل موردنیاز، بس، بهاندازۀ ضروری نمرۀ قبولی بینیازی، خودکفایی،
جراحتفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار آتی زخم، بریدگی، خراش، قطع کبودی، ورم آسیب، صدمه، کوفتگی، ضرب، کوب مصدوم، شخص بیمار آماس، پیله، غراش