نسخهبرداری کردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: رابطه برداری کردن، ازرو کشیدن، نقل کردن، تکرار کردن تولید مثل کردن
حفاریفرهنگ فارسی طیفیمقوله: حرکت برداری، حفر، گودبرداری، پیکنی، لایروبی، معدنکاری، معدنکاوی، آتشباری قبر، گور، خاک، مقبره معدن، کان، تونل، نقب، میلۀ چاه، دالانزیرزمینی لانۀ زیرز
دریافتکنندهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مناسبات ملکی ] دریافتکننده، گیرنده▲، بردارنده دریافتی، وصولی، رسیده
جهتفرهنگ فارسی طیفیمقوله: حرکت مت، سو، روند، راستا، جهتِ بردار، طَرَف، جانب، میل، مسیر، شعاع، راه، پی، نشانه، هدف، مقصد کعبۀ آمال سمتگیری، تغییر مسیر یا جهت ◄انحراف