بذلهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات فردی فه، شوخی، جوک، هزل، مزاح، مطایبات، فکاهی نکته، خرده، معانی ظریف، طنز، هجو حاضرجوابی متلک سربهسر گذاشتن
بالا آوردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: حرکت آوردن، استفراغ کردن، قیکردن، اُغ زدن نشخوار کردن آروغ زدن باد درکردن سکسکه کردن سرفه کردن، صدا را صاف کردن تف کردن بیرون دادن [مدفوع]
بالا رفتنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: حرکت بالا رفتن، بلند شدن، سوار شدن، سواری کردن ارتفاع گرفتن، اوجگرفتن، اززمین بلند شدن، صعود کردن، پرواز کردن بهقله رسیدن، ازکوه بالا رفتن، تلاش کردن پر
ظریفطبعفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات فردی حاضرجواب، شوخ، بذلهگو، خوشمشرب، شیرینسخن، ظریف، ظریف طبع، شوخطبع، باحال، بامزه، دلقک، مقلد، مزاحگو، لطیفهگو (سرا) باریکدان، هوشیار، س
سخاوتفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مناسبات ملکی ظربلندی، کرامت، کرم، جود، بذل، بذلوبخشش، فتوت، گذشت، بخشندگی، ایثار، ذینفع نبودن، ایثار مهماننوازی، معاشرت نیکخواهی بخشش، دهش اطعاممساکین
سخاوتمند بودنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مناسبات ملکی سخاوتمند بودن، دستودلباز بودن، کرامت کردن، بذلوبخشش کردن
ظرافت طبعفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات فردی رافت طبع، خوشطبعی، ظرافت، نازککاری، مطایبه، ظرافت کلام شوخطبعی، بذلهگویی، مزاحگویی، خوشمزگی، زیرکی، حاضرجوابی، لودگی، مسخرگی لطیفهسرای
مسخرگیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات فردی مسخرگی، مهملی، خندهداری، مضحک بودن، امر محال لودگی، ظرافتطبع، بذله