بدبختیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نتیجۀ عمل بدشانسی، بدبیاری، آفَت، عاقبت بد، دوران سختی، درماندگی نشانۀ بدبختی، سیاهبختی، بداقبالی، پیشبینی
خواریفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اخلاقیات ت، زبونی، بدبختی، پستی، سرشکستگی، نکوهشپذیری، عدم اهمیت، کوچکی، بدنامی، حقارت، خفت
مخمصهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: تضاد در عمل (اختیار فردی) خت، موقعیتناگوار (دشوار)، گرفتاری، بدبختی، فاجعه، اشتغال، محذور (محظور)، بنبست، امپاس، هچل، گیر، بحران دردسر، دشواری▲ بلاتکلیف
گیرفرهنگ فارسی طیفیمقوله: تضاد در عمل (اختیار فردی) گره، محذور(محظور)، گرفتاری، مخمصه، دردسر، مزاحمت، ناراحتی، بدبختی، دشواری
پیشبینیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: تداوم اندیشه پیشبینی، پیشگویی، فالگیری، غیبگویی▼ الهام، وحی پیشبینی هوا خوشیمنی، خوشبختی، فال▼ نشانۀ بد، بدیُمنی، بدبختی خبر، اعلان، نشر اخطار، علام
شرّفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار فردی؛ عام ایدنیا و محیط، بدی، مفسده، قبح، تباه، پلیدی، زشتی، کثافت، فساد، خرابی، ضرر، گزند، عیب ظلم، ستم ◄ زور، اجحاف، بیعدالتی زهر، بلا، بلایایط