تبخیر کردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مادۀ غیرآلی بخیر کردن، تقطیر کردن، تصعیدکردن، دمیدن، اسپری کردن، پاشیدن تبخیرشدن
جراحیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار آتی عمل، بخیه، بخیه زدن(کردن، کشیدن)، حجامت پیوند عضو، پیونداعضا قطع عضو بیهوشی، بیهوشی موضعی، بیحسی، بیهوشی کامل جراحی پلاستیک، ایمپلنت بایپس
خسیسفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مناسبات ملکی یس، بخیل، مقتصد، گدامنش، ناخنخشک، ممسک، دونهمت فرومایه، پست، دنی، رذل، لئیم
بافت متقاطعفرهنگ فارسی طیفیمقوله: بُعد ] بافت متقاطع، بافندگی، نساجی بافت، رفو، بخیه، درزگیری ریسندگی