استعفافرهنگ فارسی طیفیمقوله: ارادۀ اجتماعی عام استعفا، کنارهگیری، بازنشستگی، خروج حقوق بازنشستگی چشمپوشی، قطع علاقه کنارهجویی
درآمدفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مناسبات ملکی َشت، حقوق، مستمری، مقرری، حقوق بازنشستگی، حقالزحمه، دسترنج، پژوهانه، حقالتحقیق، اجرت، مواجب، برداشت، مبلغ پرداختی حق دلالی، کمیسیون، پورسا
مجالفرهنگ فارسی طیفیمقوله: عمل داوطلبانه فرصت، فراغت، تفریح، اوقات فراغت، وقت آزاد، تعطیلی، مرخصی، بازنشستگی، بیکاری، عدم فعالیت نبود عجله، آسایش، استراحت سرگرمی، ورزش امکان، میدا
مستعفیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: ارادۀ اجتماعی عام ت] مستعفی، تسلیم متقاعد، بازنشسته، بازنشست قبلی، پیشین کنارهگرفته
استعفا دادنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: ارادۀ اجتماعی عام ستعفا دادن، کنار رفتن، بازنشستهشدن، دست کشیدن، تسلیم شدن، تغییر عقیده دادن