بازماندهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: کمیت بازمانده، وارث، یادگار، جانشین، ذینفع بیوه، مطلقه بازماندگان، اعقاب برکنارشده، مردود
اعتراضآمیزفرهنگ فارسی طیفیمقوله: ارادۀ اجتماعی - خاص فت] اعتراضآمیز بازدارنده مانع، دافع منفی، تکذیبکننده
وسیلۀ حفاظتفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار آتی ۀ حفاظت، سلاح بازدارنده، سوپاپ اطمینان چترنجات، کمربند نجات، کمربند ایمنی، جلیقۀ نجات، کلاهخود، کاسکت، کلاه کاسکت، کلاه ایمنی، سپر
مانعفرهنگ فارسی طیفیمقوله: تضاد در عمل (اختیار فردی) ع، بازدارنده، متعرض، دستوپاگیر، نامساعد، محدودکننده، تحریمکننده، متقابل عایق، نارسانا، ناتراوا [اسم: مانع▲]
منصرفکنندهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار فردی؛ عام نصرفکننده، بازدارنده، دلسردکننده، اخطارآمیز، اعتراضآمیز، انتقادی رامکننده، سرکوبگر مانع، معترض بدگمان، شکاک مقاومت کننده، مقاوم بیزار