باتلاق (باطلاق)فرهنگ فارسی طیفیمقوله: مادۀ غیرآلی اق (باطلاق)، مرداب، تالاب، برکه، مانداب، لجنزار، ریگ روان، منجلاب، گِل آبگند، آب ایستاده، آب مرده، آب راکد، آب فاضلآب ◄ گنداب راهآب، دریاچ
مذکرفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مادۀ آلی نر، مرد، آقا، رجل، جنس خشن، ذکر، ذکور، مردک، آغا، پیرمرد شوهر، شوی، زوج، همسر برادر، داداش، اخوی پدر، ابوی، ناپدری، پدرخوانده، پدربزرگ، عمو، دای
اقوامفرهنگ فارسی طیفیمقوله: رابطه ن، خویشاوندان، وابستگان، نزدیکان، اطرافیان، منسوبین، قوم و خویش، خویش، کس و کار، پیوندان، فامیل، فکوفامیل، متعلقان، متعلقین، اقارب، اقربا، الاقرب
ناگواراییفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار آتی اگوارایی، ناسالمی، تعفن، عفونت، آلودگی، ناپاکی محیط ناسالم، خیابان پردود، باتلاق، لجنزار، اتاق خفه چیزناگوارا، آب آلوده، نانبیات، هوای راکد
خلیجفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مادۀ غیرآلی ، خور، تنگه، باب، بغاز، کانال، تالاب، مرداب، باتلاق خلیج فارس، تنگۀ هرمز، بغاز بُسفُر دماغه ◄ جزیره بندر ◄ پایانه، ساحل
ورطهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار آتی ه، مهلکه، مغاک، گیر، مشکل، مخمصه، مخاطره، خطر بلا، بلایای طبیعی، آیات آسمانی، مایۀ هلاک پرتگاه، گودال، مغاک، چاه، چاله، مانع، میدان مین، دام،