سبزیخوردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: حرکت زیخوردن تره، جعفری، نعنا، شاهی، ترتیزک، شوید، ریحان، گشنیز، شنبلیله، ترخون، مرزه، بابونه، بادیان، بهار اسفناج ترب، تربچه، پیازچه سبزی برای پختن، سب
علففرهنگ فارسی طیفیمقوله: مادۀ آلی چمن، ینجه، قصیل چراگاه، مرتع اسپرک، اسپرس، اسپرزه (اسفرزه)، بشقابی، برغست، برگسُدابی، بسپایک(بسفایج)، پونهسا، ... بابونه، آندیو، سبزی خوردن
پستاندارانفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مادۀ آلی تانداران میمون، عنتر (انتر)، بوزینه، شمپانزه، گوریل، بابون، اورانگوتان درندگان، بهایم، گربهسانان، گربه▼، شیر، ببر، پلنگ، یوزپلنگ، چیتا، پوما فی
شریکفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مناسبات ملکی و، سهامدار، مشترک، هموند، آبونه، ذینفع سهیم، متنفع، ذینفع اشتراکی مذهب، کمونیست معاون اندام، عضو سهامدار عمده، سهامدار جزء، سرمایهگذار کارآ