اکتسابفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مناسبات ملکی کسب، تکاثر، تحصیل درآمد، امرار معاش، ایجاد درآمد، گذران، ارتزاق، انتفاع، بهرهبرداری، تحصیل، بُرد انباشت، تکاثر، استثمار، افزایش سرمایه▼، ثر
عارضیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: وجود عارضی، عرضی، خارجی، بیگانه، بیرونی [مجرد] ازبیرون بهدستآمده، اکتسابی، کاشتهشده، القاشده، تلقین شده متعالی، مافوق، برتر ظاهری، بیرونی [فضا] کمکی،
حکمتفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نتیجۀ استدلال عمیق، استادی، دانشمندی، تبحر، احاطه، اشراف، تخصص، دانش اکتسابی، مطالعه مطالعۀ بیثمر، زیادهخوانی، خرخوانی ادیب ◄ دانشمند عمق دانش
عارضفرهنگ فارسی طیفیمقوله: وجود ض، عین، شیء، پدیده، محسوسات، عرض، شکل، امتداد ظاهر، نقش، صورت، بیرون غیرباطنی بودن، عارضی بودن، خارجی بودن، عینیت متعالی بودن، ماورا بودن، برتری دیگ
اضافیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: کمیت مواد افزودنی، اضافه، ضمیمه، محصول جانبی، اضافه برسازمان کمیسیون، پاداش، اضافهکاری، بهرهوری، انعام، اکتساب هدیه تهیه آشغال، ضایعات، حشو، زائد بودن،
گردآوریفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نظم ردآوری، تجمع، جمعآوری، کلکسیون، آمیزش، ترکیب پهلوی همگذاردن، پیش هم گذاشتن، مونتاژ، ◄ مجاورت اتحاد تشکیل، دربر گرفتن، تألیف، نگارش برداشت، جمعآوری