علم نورفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مادۀ آلی ور، نورشناسی، اُپتیک، آپتیکز ضریب شکست نور، سرعت نور تار نوری، لولۀ نور، فیبر نوری ابزار نوری، قلمنوری، دستگاه نوری، عکاسی
تصویریفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مادۀ آلی ویری، دیدنی، مرئی، پیدا، اپتیک، نوری، روشن مربوط بهچشم ◄ چشمی▼
دیدفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مادۀ آلی ظر، بینایی، باصره، دید چشم، مشاهده، رؤیت، تشخیص، برانداز، تماشا، نظاره▼ مطالعه قدرتدید، عیبهای چشم▼ حس ششم اُپتیک، علم نور نور دیده، روشنایی چش