اهالی بومیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: فضای عام بومی، ساکنان اولیه، عشایر، ایلات بومی، محلی، اهل، بلد، بیاباننشین، بدوی، چادرنشین، ایلیاتی، ایلی، کوچکننده قوم، اقلیت، قبیله، ایل، طایفه، سبط،
سایر گیاهانفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مادۀ آلی اهان، گیاهان دارویی، گیاهان زینتی، برگانجیری، بنجامین، فیکوس عشقه، عنبر، عود، محبوبه، مغیلان، بلسان، بوریا، اکلیل کوهی (گیاهی)، هندوانۀابوجهل،
خواهانفرهنگ فارسی طیفیمقوله: ارادۀ اجتماعی - خاص اهان، شاکی، عرضحالدهنده، مدعی، عارض، متظلم، طرفِ دعوی اربابرجوع آگهیدهنده، مشتری، شرکتکنندهدرمناقصه خواستگار، نامزد گروه فشار، م
جمعیتفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نظم ، اهالی، ساکنین، [ مقیم 191]، اجتماع، فوج، اردو، ازدحام، تعدد توده، خیل ملت، جامعه، مردم، گروهاجتماعی روانشناسی تودهای هنگامه، آشوب، شلوغی، انبوهه،
تحقیرکنندهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اخلاقیات تحقیرکننده، اهانتبار، خفتبار، اسارتبار اهانتآمیز، خوارشمارنده، مغرور، انتقادی، گستاخ تحقیرآمیز، توهینآمیز، وهنآمیز