انعکاسفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مادۀ آلی بازتاب، بازتابش، برگردان، برگشت، بازتاب نور تصویردرآینه، تصویر وارونی جانبی انکسار، شکست، پخش، دستگاه نوری، تجسم جذبِ نور، جسم سیاه، مستنیر، کسب
نسخهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: رابطه نسخه، کپی، فتوکپی، رونوشت▼ تقلید (نسخهبرداری) تشابه نقاشی مجسمهسازی انعکاس نسخۀ بد (بدل)، تجسم غیرواقعی
وارونگیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: بُعد ارونگی، واژگونگی، برگشت، برگردانی، برگشت سوی درون، رجعت آویزانی رفلکس، انعکاس وارونگی هوا، اینورژن سرنگونی، واژگونسازی، براندازی، آشوبگری نقض، ابطا
تشدید ارتعاشفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مادۀ آلی شدید ارتعاش، طنین، ارتعاش، انعکاس، لرزه، نوسان پژواک، اِکو تهدید دیاپازُن، جعبۀ ارتعاش
محیط شفاففرهنگ فارسی طیفیمقوله: مادۀ آلی هوا، آب، کریستال، بلوره، الماس، برلیان، تور، حریر شیشه، آبگینه، زجاج، مینا، بلور، ویترای بطری، جام، کاسه آیینه عدسی، دستگاه نوری منشور انکسار، ش
مغایرتفرهنگ فارسی طیفیمقوله: رابطه ] مغایرت، دیگر بودن، فرق غیر، دیگر، دیگری، غیره، جز آن، جز او فرق، تمایز، تفاوت، فقدان ارتباط مخالفت، ضدیت تضاد، اثر متقابل تصادف، برخورد ناسازگاری